کتاب نترس باش

اول: از جایی که هستی آغاز کن!

بعدازظهر یکی از روزهای سال ۲۰۰۵ در سالن انتظار مرکز مشاورۀ دکتر باربارا ون داهلن[۱] نشسته بودم. همان‌طور که زمان سپری می‌شد، از هیجان آرام و قرار نداشتم. من زودتر از ساعت مقرر به محل ملاقاتمان رسیده بودم. دکتر باربارا یکی از دوستان و همچنین مشاور خانوادگی ما بود که به داشتن قلبی رئوف و مهارت در کارش شهرت داشت. وقتی چند روز قبل او را در یک رویداد دیدم، به من گفت: «ایده‌ای به ذهنم رسیده و دوست دارم آن را با هم انجام بدهیم.» از من خواست به دیدارش بروم تا آن ایده را بررسی کنیم. وقتی این حرف را شنیدم، بسیار کنجکاو شدم؛ بنابراین در آنجا نشسته بودم تا ببینم می‌خواهد دربارۀ چه موضوعی صحبت کند.

خیلی زود در باز شد و باربارا به‌گرمی از من استقبال کرد. او با این جمله که «من مشکلی دارم» حرف‌هایش را آغاز کرد و به من گفت: «همکارانم نیز چنین مشکلی دارند.» هفته‌های متوالی، او از مردان و زنان ارتشی و خانواده‌هایشان تماس‌هایی دریافت می‌کرد که درخواست مشاوره داشتند. به‌دلیل اوج‌گرفتن مبارزه با تروریسم در افغانستان و عراق، حدود ۲۰۰‌هزار نفر از نیروهای نظامی به خدمت فراخوانده شده بودند تا در مأموریت‌های چندگانه شرکت کنند. باربارا شرح داد که زندگی در چنین محیط‌هایی آسیب‌های را بر اشخاص وارد می‌کند که حتی پس از بازگشت به خانه‌هایشان، از آثارش در امان نیستند‌. طبق شواهد، میزان مشاهدۀ اختلال استرس پس از سانحه (پی‌تی‌اِس‌دی)[۲] در حال افزایش بود و استرس انجام‌وظیفه در مأموریت‌های چندگانه، بسیاری از خانواده‌های نظامی را درگیر کرده بود. باربارا گفت که متأسفانه به‌علت زیادبودن این مشکلات، سازمان نیروهای مسلح[۳] نمی‌تواند کار چندانی انجام دهد. آن‌ها نمی‌توانستند به همۀ تقاضاها برای دریافت خدمات بهداشت روانی پاسخ دهند؛ به همین دلیل سربازان و خانواد‌‌ه‌های بسیاری از خدمات موردنیازشان محروم می‌ماندند.

او چند خانواده را بدون دریافت هزینه‌ای پذیرفته و برخی از همکارانش را نیز متقاعد کرده بود که این کار را انجام دهند. چند ساعت درمان داوطلبانه و رایگان در هفته کار چندان دشواری برای پزشکان نیست و اکثر پزشکانی که او با آن‌ها صحبت کرده بود، از اینکه نقش کوچکی در کمک به افراد خط مقدم داشتند، خوش‌‌حال بودند.

باربارا گفت: « ایدۀ من این است. می‌خواهم شبکه‌ای سراسری از پزشکان و سایر کارکنان بخش درمان تأسیس کنم که موافق‌اند یک ساعت در هفته خدمات رایگان ارائه دهند. اگر بتوانیم به‌اندازۀ کافی چنین افرادی را کنار هم جمع کنیم، می‌توانیم شکاف خدمات‌رسانی سلامت روانی به خانواده‌های نظامی را از میان برداریم.»

من آنجا نشسته بودم و مجذوب، به پیشنهادهای باربارا گوش می‌کردم. در حالی که باربارا پیشنهادهایش را ارائه می‌کرد، پرسش‌های بسیاری به ذهنم خطور می‌کرد که باید می‌پرسیدم؛ پرسش‌هایی نظیر: «چگونه می‌خواهد این شبکۀ ملی را تأسیس کند؟ چه نوع حمایتی نیاز دارد؟ و چه چارچوب زمانی برای آن در نظر گرفته است؟» در نهایت، من دشوارترین پرسش ممکن را مطرح کردم: «چرا فکر می‌کنی بدون هیچ تجربه‌ای و یک‌تنه موفق خواهی شد این سازمان را تأسیس کنی؟»

بدون ذره‌ای تردید پاسخ داد: «چون نیازی فوری است، خانواده‌ها از این مشکل رنج می‌برند و من مشتاقم برای آن راه‌حلی پیدا کنم.»

اقدام بزرگی که باربارا می‌خواست انجام دهد راه‌اندازی شبکۀ بزرگی از پزشکان، مددکاران، به‌همراه رهبران نظامی، سیاسی و بخش خصوصی بود تا به او کمک کنند ایده‌اش یعنی «اهدای یک ساعت مشاوره» را محقق سازد. او با این کار می‌خواست افرادی را جذب کند که با وجود محدودیت زمانی، تمایل دارند تفاوت ایجاد کنند. من به تصویری که باربارا از این کار می‌دید، ایمان داشتم و دفتر کارش را در حالی ترک کردم که تصمیم گرفته بودم به او کمک کنم. این ملاقات کمی قبل از زمانی بود که ایدۀ «اهدای یک ساعت مشاوره» متولد شود.

از روزی که در دفتر باربارا نشستم تاکنون، هزاران نفر از ارائه‌دهندگان خدمات روان‌شناسی در سراسر کشور به درخواست او پاسخ دادند. حدود یک‌چهارم‌میلیون ساعت خدمات توسط ارائه‌دهندگان دارای مجوز از طریق شبکۀ او وقف شده که تقریباً معادل ۲۵میلیون دلار خدمات مشاورۀ کاملاً رایگان است. در ۲۰۱۲، مجلۀ تایم[۴] نام باربارا را در بین صد شخصیت پُرنفوذ و تأثیر‌گذار ذکر کرد. همچنین سازمان او از سازمان «چریتی نَوی‌گِیتور»[۵] بزرگ‌ترین سازمان ملی ارزیابی خیریه‌ها، رتبۀ چهارستاره دریافت کرد که بالاترین رتبه و از استاندارهای صنعتی بالاتر است.

اما باربارا به این موفقیت‌ها قانع نبود و در همین سطح متوقف نشد. او که حالا به یک رهبر شناخته‌شده در حوزۀ سلامت روان تبدیل شده بود، قصد داشت برای کاهش آسیب‌های روانی جنبشی تازه را رهبری کند. بنابراین از هنرمندان شاخص و نامی درخواست کرد تا پیام او را به گوش همگان برسانند و به گسترش این جنبش کمک کنند. در اواخر ۲۰۱۷، شبکۀ بی‌پی‌اِس[۶] مستندی از زندگی باربارا و فعالیت‌هایش پخش کرد.

داستان باربارا نمونه‌ای قاطع بر این موضوع است که چگونه یک نفر می‌تواند دنیا را تغییر دهد. او بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای در راه‌اندازی یک سازمان، بدون هیچ ابزاری برای پشتیبانی، بدون سرمایه، بدون شبکه‌ای از افراد در حالی که می‌دانست به همۀ آن‌ها نیاز دارد، اقدام بزرگی را آغاز کرد و هر بار فقط یک گام برداشت. او اقدامات خود را از همان‌جایی که می‌توانست آغاز کرد و با ارائۀ ایدۀ «اهدای یک ساعت مشاوره در هفته» به دیگران نشان داد که آن‌ها هم می‌توانند کاری مشابه انجام دهند. همۀ چیزی که باربارا می‌خواست تعهدی ساده بود. در عمل نیز پاسخ مشتاقانۀ مشارکت‌کنندگان به این پیشنهاد نشان داد ایدۀ او درست بوده است.

چالش آغازکردن کارها از نقطه‌ای که در آن قرار دارید بدین معناست که در شروع، همۀ ما موقعیت یکسانی داریم. در بیشتر موارد مردم وقتی اقدامات بزرگ شما را جدی می‌گیرند که نتایج کار شما ارائه شده و ثابت شود که موفق شده‌اید. ولی اگر می‌توانستیم نیم‌نگاهی به گذشته بیندازیم، از سادگی نقطۀ شروع اقدامات بزرگ شگفت‌زده می‌شویم. این کار می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند تفاوت ایجاد کنند ولی به‌دلیل کمبود تجربه و منابع شروع به کار نمی‌کنند، الهام‌بخش باشد.

این باور در کارآفرینی و اختراع نیز به‌خوبی صادق است. در امریکا، کارآفرین را فردی تنها می‌دانیم که در یک گاراژ کار می‌کند و ناگهان در یک لحظه همه‌چیز اتفاق می‌افتد. درست است که می‌توان داستان خوبی از آن ساخت، اما در حقیقت موفقیت‌های بزرگ به‌ندرت یک‌شبه اتفاق می‌افتد. بارها دیده شده برخی افرادی که در نهایت ناامیدی زندگی می‌کردند، به این باور رسیده‌اند که «باید راه بهتری وجود داشته باشد». در میان افرادی که با ناامیدی کامل زندگی می‌کردند، کسانی موفق شدند که به خودشان می‌گفتند: «حتماً راه بهتری هست.» سپس آن‌ها شروع به ساختن آن کردند. برای مثال، به این نکته توجه داشته باشید که هیچ‌کدام از ایده‌های نوظهوری مانند اختراع ماشین ظرف‌شویی، ساخت سیستم‌های امنیت خانگی و برف‌پاک‌کن ماشین به ذهن مردی تنها در گاراژ خطور نکرده است. در حقیقت، این‌ها را زنان اختراع کرده‌اند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

پانزده + 16 =

فهرست